نوشتن و به طور کلی، فرایند تولید محتوا در هر یک از گونههای محتوایی، تقریبا یکسان است. ممکن است بخواهید مقالهای بنویسید و یا یک کلیپ تبلیغاتی بسازید. هرچند شکل و فرمت این محتواها با دیگری متفاوت است، اما روندی که در کار طی میشود، تقریبا یکسان است.
اگر تولید کننده محتوا هستید، احتمالا فرایند تولید محتوا را متناسب با تجربهی خود طراحی کردهاید و روند مشخصی را در پیش میگیرید. در ادامه، چهار مرحلهی اصلی از فرایند تولید محتوا همراه با کارکردهای هرکدام را خواهید خواند. استفاده از این فرایند تولید محتوا، کیفیت کار شما را افزایش داده و توامان، نظم بیشتری به کارتان میافزاید.
مرحله اول: تعیین هدف تولید محتوا
به عنوان تولید کننده محتوا، اولین سوالی که باید پیش از آغاز فرایند تولید محتوا به آن پاسخ دهید این است که این محتوا را برای چه کسی و با چه هدفی تولید میکنید؟ اگر شناخت درستی از شخصیت مخاطب محتوا نداشته باشید و ندانید که او با چه هدف و نیتی بناست تا محتوای تولیدی شما را بخواند یا استفاده کند، به احتمال خیلی زیاد، نمیتوانید محتوایی اثربخش تولید کنید.
مهارت شما در تولید محتوا، یک بخش مهم و کلیدی از کار است. اما برای آنکه بتوانید از این مهارت به نحو احسن استفاده کنید، باید بدانید چه کسی را هدف محتوا قرار دادهاید. پاسخ به این سوال و برخی دیگر از اطلاعات کلیدی که طی فرایند تولید محتوا باید در اختیار داشته باشید، در مقاله سوالات تولید محتوا گردآروری شده است. پس اگر پاسخ هرکدام از سوالات برای گنگ و نامفهوم است، از مشتری بخواهید که برایتان شفاف کند.
مرحله دوم: تعیین درون مایه و پیام محتوا
زمانیکه در خصوص مخاطب و هدف محتوا اطلاعات کافی را جمعآوری کردید، زمان آن میرسد «محتوای» محتوایتان را تعیین کنید! اگر استانداردهای تولید محتوا را دیده باشید، بخشی با عنوان درونمایه و ساختار وجود دارد که استانداردهای این حوزه را به دقت توضیح داده است.
پیش از آنکه شروع به تولید محتوا کنید، باید برایتان شفاف باشد که در محتوا میخواهید چه اطلاعاتی را بر اساس چه ساختاری به مخاطب ارائه کنید. فرقی ندارد که مشغول تولید یک کلیپ تبلیغاتی هستید و یا مشغول ترجمهی یک مقاله برای وبلاگید. ساختمان و ساختاربندی محتوا، نقشی کلیدی در خوانایی متن و اثربخشی آن درد.
پس در ابتدا، اجزای محتوا را تعیین و ساختار را تعریف کنید تا مخاطب بتواند محتوای شما را تا انتها دنبال کنید.
مرحله سوم: قطعات پازل را ایجاد و جاگذاری کنید
سومین مرحله از فرایند تولید محتوا، همان بخشیست که عموما با عنوان تولید محتوا از آن یاد میشود. در گام قبلی، ساختار محتوا را تعیین کردیم و حالا زمان آن رسیده که برای هر بخش، محتوای لازم را تولید کنیم.
در این مرحله لازم است اطمینان کسب کنید که برای هر بخش، محتوایی اصولی و بهینه تولید کردهاید و به درستی مخاطب را به هدفی که آن بخش نیاز دارد میرسانید.
معمولا یک محتوای استاندارد، اجزای زیر را در دل خود دارد:
عنوان
طرح مساله
بدنه محتوا
اجزای بدنه (تشریح مسائل)
جمعبندی
همانطور که اسم هر بخش مشخص است، کارکردهای مختلفی را در محتوا دارند و به گونهای متفاوت کاربر و مخاطبِ محتوا را راضی میکنند. مثلا عنوان محتوا، باید به قدر کافی برای کاربر جذاب باشد که بخواهد ادامه محتوا را دنبال کند. در بخش طرح مساله باید بتوانید هدف محتوا را ساده و سریع به مخاطب ارائه کنید
مرحله چهارم: بازبینی و اصلاح
پس از آنکه کار تولید محتوا برای اجزای مختلف را به اتمام رساندید، نوبت بازبینی و اصلاح محتوا فرا میرسد. ممکن است ایراداتی جزئی و یا کلی در متن وجود داشته باشد که حین تولید محتوا از آن غافل شدهاید. حالا زمان خوبیست که مشکلات محتوا را رفع و ایرادات آن را برطرف کنید. بسته به نوع محتوایی که مشغول به تولید آن هستید، ممکن است این بازبینی چند ساعت تا چند روز زمان از شما بگیرد. در تولید محتوای متنی، این زمان حداکثر یک ساعت خواهد بود
مرحله چهارم: توسعه مستمر محتوا
یکی از مهمترین ویژگیهای محتواهای آنلاین نسبت به محتوای آفلاین (عموما چاپی) پویایی آن است. این بدان معناست که شما میتوانید در هر زمان که بخواهید، محتوای تولیدی خود را اصلاح کرده و آنرا بهروز کنید.
تصور کنید که محتوایی در خصوص ترندهای بازاریابی در سال گذشته تولید کردهاید. طبعا آن محتوا امروز دیگر چندان کارآمد نیست. باید مستمر حواستان به محتواهایی که پیشتر تولید و منتشر کردهاید، باشد تا به فراخور زمان، آنها را بهبود و بازنویسی/بازسازی کنید.
فرایند تولید محتوا، ساده و جذاب است. ممکن است شما دقیقا مطابق با گامهای فوق حرکت نکنید، اما به قطع رویهای مشخص را برای کار خود دارید. نکتهی کلیدی آن است که اجزای فوق «نباید» حذف شوند، چرا که حذف هرکدام از فرایند تولید محتوا به کیفیت محتوای شما آسیب وارد میکند.
اگر مورد دیگری به ذهنتان میرسد که در فرایند تولید محتوا باید رعایت شود، در بخش نظرات بنویسید تا دیگران نیز از آن مطلع شوند و از آن بهره ببرند
تولید کننده محتوا بودن آسان نیست. به عنوان یک شغل، به خلاقیت، دقت، سرعت و کیفیت بالایی نیاز دارد و طبعا، جمع همهی این موارد در کنار هم چندان ساده نیست. نکتهی ناراحت کننده آن است که برای «بهترین» بودن در این حرفه، مسیری طولانی و طاقتفرسا را در پیش خواهید داشت. اما نکتهای امیدوارکننده هم وجود دارد: مسیر «بهترین» بودن میتواند از همین الان شروع شود!
در وبلاگ نویسش، هرازگاهی به پیشنهاد برخی ترفندهای کاربری برای ارتقای سطح مهارتتان خواهیم پرداخت.
۱) مخاطب محتوای خود را بشناسید
در مذاکره رو در رو، شنایایی ویژگیهای طرف مقابل و آماده ساختن جملات و عبارات مطابق با آن شخصیت، سهم بسیار بزرگی از روند مذاکره را بر عهده دارد. هرچقدر طرف مقابل را بهتر بشناسید، احتمال چیرگی شما بر او طی آن مذاکره افزایش مییابد. کپی رایتینگ هم، نوعی مذاکره است که کلمات به نمایندگی از شما تلاش میکنند تا مخاطبین را متقاعد سازند. هرچقدر شناخت بیشتری از مصرف کنندهی نهایی محتوا داشته باشید، محتوای بهتری خواهید نوشت.
۲) از سوال کردن نترسید!
قطعا شما همهچیز را نمیدانید (و نباید بدانید) یکی از بزرگترین مشکلات رایج بین کپیرایترها این هست از سوال پرسیدن هراس دارند و کمتر سوالات و مسائل خود را با کارفرما مطرح میکنند. ممکن است به اطلاعات بیشتری دربارهی کارفرما نیاز داشته باشید، و یا بخواهید از سابقهی برندی که دربارهی آن مینویسید بیشتر بدانید. پاسخ این سوالات، کیفیت نوشتهی شما را ارتقا خواهد داد. پس بدون هیچ هراسی، سوالات خود را آماده و مطرح کنید.
پس از مدتی، احتمالا سوالات مشابهی را خواهید یافت که در هر پروژهای سراغتان خواهد آمد. میتوانید از آنها یک فرمت آماده تهیه و در اختیار کارفرما قرار دهید تا هم روند پرسش و پاسخ را تسهیل کنید و هم رفتاری حرفهای تر از خود نشان دهید.
۳) تحقیق کنید
همیشه چیزهای بیشتری برای دانستن هست و همواره میتوان به پیشفرضها تردید کرد. قبل از اینکه نوشتن دربارهی موضوعی را آغاز کنید-حتی اگر منبع مشخص آنرا در اختیار دارید- چند دقیقهای دربارهی موضوع تحقیق کنید. موتورهای جستجو در خدمت ما هستند تا «بیشتر دانستن» را ارزان و سریع تجربه کنیم. علاوه بر موضوع، دربارهی برند کارفرما و رقبای او هم اطلاعاتمان را افزایش دهیم تا خروجی به فضای آن صنعت و ماهیت برند کارفرما نزدیکتر شود.
۴) تمرکز کنید
تمرکز بر هر چیز و در هرکاری جواب میدهد. در بازهی زمانی نگارش متن، تمام حواس خود را به آن منعطف سازید. هرچیزی که حواستان را پرت میکند (مثل موبایل و یا سایتهای مختلف) از خود دور کنید. در ابتدا، ممکن است ترک عادت کمی برایتان سخت باشد. به عنوان یک تولید کننده محتوا ، استفاده از اکستنشن StayFocusd برروی مرورگر کروم، میتواند بخشی از مشکلاتتان را حل کند.
۵) برنامه ریزی کنید
یک تولید کننده محتوا روز خود را با یک برنامهی دقیق زمانبندی شده آغاز میکند. آنها میدانند که در هر ساعت از روز، کدام سفارش را انجام خواهند داد و هرکدام به تقریب چه مقدار از زمان آنها را خواهد گرفت. پیش از آغاز به کار، چند دقیقهای را صرف برنامهریزی روزانه کنید تا اثربخشی بیشتری داشته باشید. این کار، علاوه بر نظمبخشی در فعالیتهای روزانه، تاثیر شگرفی در میزان درامدتان نیز خواهد داشت و توئمان، اعتماد به نفس شما را در انجام کارهای بیشتر و بهتر بالا میبرد.
۶) سه بار بخوانید
اگر بعد از نوشتن متن، بلافاصه آنرا به کارفرما ارسال و یا منتشر میکنید، ضرر بزرگی به چهرهی حرفهای خود به عنوان یک تولید کننده محتوا وارد می کنید. پس از اتمام نوشتهای که در دست دارید، چند دقیقهای از آن فاصله بگیرید. سپس، با آرامش و صبر، آنرا مجددا مطالعه و اشتباهات اشتباهی و تایپی را مرتفع کنید. ممکن برای برخی جمله بندیها، ترکیبهای بهتری به ذهنتان برسد. عجله نکنید و گزینههای بهتر را برروی متن اعمال کنید. باور کنید که صرف چند دقیقه زمان بیشتر میتواند خروجی محتوای شما را تا چندبرابر با کیفیتتر و بهتر جلوه دهد.
شما معمولا برای شروع برنامه بازاریابی محتوایی خود میتوانید از کجا شروع میکنید؟ وبسایت رقبا رو بررسی و از آنها الگو میگیرید؟ نمونههای خارجی را بررسی میکنید؟ یا به صورت پراکنده، کانالهای مختلف توزیع محتوایتان را فعال میکنید؟ برای هرکاری در این حوزه، پیش از هرچیزی به یک استراتژی مشخص نیاز دارید. اگر ندانید میخوانید به کدام سمت بروید، احتمالا فعالیتهایتان خیلی هدفمند پیش نخواهد رفت. استراتژی بازاریابی محتوا، همانچیزیست که هدفمندی را به فعالیتهای شما اضافه میکند.
شما برای شروع برنامه بازاریابی محتوایی خود از کجا شروع میکنید؟ وبسایت رقبا رو بررسی و از آنها الگو میگیرید؟ نمونههای خارجی را بررسی میکنید؟ یا به صورت پراکنده، کانالهای مختلف توزیع محتوایتان را فعال میکنید؟ برای هرکاری در این حوزه، پیش از هرچیزی به یک استراتژی مشخص نیاز دارید. اگر ندانید میخوانید به کدام سمت بروید، احتمالا فعالیتهایتان خیلی هدفمند پیش نخواهد رفت. استراتژی بازاریابی محتوا، همانچیزیست که هدفمندی را به فعالیتهای شما اضافه میکند.
از طرفی، تدوین یک پلن دقیق برای بازاریابی متحوا، به زمان و انرژی زیادی نیاز دارد که ممکن است تولید آن در کوتاهمدت چندان ساده نباشد. مطلبی که در ادامه میخوانید، ترجمهای از یک مقالهی کارآمد است که به شما کمک میکند در زمانی کوتاه، یک سند خلاصه از استراتژی بازاریابی محتوایی برای سازمانتان ایجاد کنید. این مطلب، در دو پست و به فاصلهی چند روز منتشر خواهد شد. قسمت اول آن پیش روی شماست
اگر کسبوکار شما هم با کمبود استراتژی بازاریابی محتوا مواجه است، با یک نسخهی کمحجم و سرراست آغاز کنید! اگر هم استراتژی مفصلی دارید که اجرایی کردن آن دشواریهای خاص خود را دارد، از آن یک نسخهی تک صفحهای بسازید.
چرا به استراتژی بازاریابی محتوا در یک صفحه نیاز دارید؟
بعید میدانم که نیاز به توضیح دلایل اهمیت استراتژی بازاریابی محتوا وجود داشته باشد، اما اگر هنوز نسبت به این مهم تردید دارید، احتمالا یه دلیل زیر میتواند قانعتان کند:
رویکرد شما در تولید محتوا و به طور کلی، بازاریابی محتوایی سازمانتان را مشخص میکند
در ارتباط با متخصص تولید محتوا، زبانی واحد و قابل درک ایجاد میکنید
مشتریان و مخاطبانتان را با دقت بیشتری حفظ خواهید کرد
شروع کنید!
برای تدوین سند تک صفحهای استراتژی محتوایی خود، روی هدف اصلی سازمان و کسبوکار خود که میخواهید طی سال آینده به آن دست یابید تمرکز کنید. نحوهی یافتن این هدف و اهداف، ارتباط مستقیمی به سازمانتان و شرایط آن دارد. میتوانید از مدیران ارشد سازمان کمک بگیرید، مستندات داخلی و پروپزالهای شرکتتان را مطالعه کنید و توئمان سند اصلی بازاریابی کسبوکارتان را بررسی کنید. در نهایت، میبایست بتوانید به سوالات زیر پاسخ دهید:
استراتژی رشد سازمان چیست؟
اهداف رشد درآمد سازمان کدام است؟
اهداف سود سازمان چقدر است؟
برنامههای موجود برای دستیابی به اهداف فوق (محصول جدید، ورود به بازار جدید، مشتریان جدید و…) چیست؟
سایر عوامل تاثیرگذار در رشد سازمان کدام است؟
شاید چندان باورپذیر نباشد که بسیاری از مدیران بازاریابی، از موارد فوق اطلاعی ندارند و به شکلی کورکورانه فعالیتهای مختلف را انجام میدهند. شما جزء این گروه نباشید و نسبت به شاخصههای اصلی کسبوکارتان آگاهی لازم را به دست آورید.
پس از تجمیع موارد فوق از روشهای یاد شده، آنها را بررسی و آنالیز کنید. با دقت بر آنها میتوانید بفهمید که فعالیتهای شما در بازاریابی محتوایی به کدام سمت حرکت خواهد کرد. عموما، موارد زیر برای شما شفاف خواهد شد:
اهداف کیفی که شرکت شما میبایست طی سال آتی به آن دست یابد. دانستن این مهم، طرحریزی فعالیتهای پیش رو را برایتان ساده میکند.
اهداف کمی که بر مبنای اهداف کیفی تعریف میشوند. با مشخص کردن اهداف کمی که عموما با عدد و رقم محاسبه میشوند، حساب میزان رشد فعالیتها و اثربخشی آنها برایتان سادهتر خواهد شد.
گام بعدی آن است که با اهداف بازاریابی، فروش و توسعه محصول آشنا شوید تا بتوانید بر مبنای آنها طرح اولیهی پلن بازاریابی محتوا را آماده کنید. بازاریابی محتوا چکونه میخواهد به سازمان برای دستیابی به اهداف کلانش کمک کند؟ ممکن است به ایدههایی برسید که بازاریابی محتوا بتواند تامین کند. یافتههای شما در طرحی که آماده خواهید کرد در قامت موارد زیر نمود پیدا خواهند کرد:
استراتژیها: بازاریابی محتوا چه چیزهای کیفیای را طی سال آتی ارائه خواهد کرد؟ (مثلا: معرفی محصولات جدید، ایجاد اورنس، قصهگویی دربارهی مزیتهای محصول، ایجاد تجربه مشتری بهتر و..)
معیارها: چگونه دستاوردهای بازاریابی محتوا محاسبه خواهد شد؟ (مثلا: ارتقای آگاهی مشتری از محصولات با درصدهای دقیق، ارائهی عدد دقیق از تعداد لید جدید مشتری برای فروش و…)
از اهداف دقیق عددی که مربوط به درآمد مستقیم هستند چشمپوشی نکنید. اینکه بتوانید میزان واقعی درآمد مستقیم از بازاریابی محتوا را محاسبه و نمایش دهید بسیار جذاب و کارآمد است. درآمد، معیاریست که مدیران ارشد بسیار به آن علاقهمند هستند!
ارائه به مدیران
حالا شما چهار بخش ابتدایی پلن خود را آماده کردید و زمان ارائهی آن به مدیران ارشد و میانی سازمانتان است. تمام بخشهای آن را با دقت معرفی کنید و چیزی ا از قلم نیندازید و دربارهی هرکدام به تفصیل بحث کنید. نسبت به بازخوردها، رویکرد مثبتی داشته باشید. خردمندانه برخورد کنید و پیشنهادات مدیران خود را در نظر بگیرید. بسیاری از این نکات میتواند پلن شما را موجزتر و دقیقتر کنند.
در صحبت با مدیران متوجه خواهید شد که آنها بیش از هرچیز به هزینهها و موارد مالی توجه میکنند. آنها -به درستی- میخواهند بدانند:
هزینههای برنامهی شما برای بازاریابی محتوا چقدر است؟
چقدر درآمد و در چه بازهی زمانی عاید خواهد شد؟
میزان سود حاصل نسبت به سود کلی شرکت از روشهای دیگر
هدف نرخ بازگشت سرمایه چقدر است؟
با مدیران و تصمیمگیرندان شرکتتان صریح و سرراست صحبت کنید. همانطور که پیشتر عنوان شد، آنها از اعداد خوششان میآید. پس نشان دهید که سرمایهگذاری در بازاریابی محتوا تا چه میزان میتواند به رشد کسبوکار کمک کند.
بیشتر از ۶ ماه است که دورکار شدهایم. تقریبا مثل هر چیز دیگری، اوایل دورکاری سرخوش بودم از مزیتهایی که این مدل جدید کار کردن به همراه دارد. اضافه شدن زمان مردهی رفتوآمد به زمانهای مفید و قابل استفادهی روزهایم اولین مزیت بود. مزیت دیگر این بود که در خانه بودم و حداقل به خاطر حذف شدن کفش از ساعتهای کاری، پاهایم نفس راحتی میکشیدند.
برتری دیگر دورکاری این بود که وقتی از کار خسته میشدم، میتوانستم در خانه روی مبل لم بدهم و چند دقیقهای استراحت کنم.
از نظر تمرکز بر کار هم دورکاری شرایط بهتری داشت. در خانه خبری از گپ و گفتهای گاه و بیگاه با همکارها نبود. خودم بودم و خودم و فعالیتهای دیگران مدام تمرکزم را به هم نمیزد. اما ماه عسل دورکاری هم گذشت و کم کم روی دیگر ماجرا را دیدم.
اولین موضوعی که کم کم خودش را نشان داد دلتنگی برای کارکردن در یک تیم بود. از وقتی که دورکار شدیم تعامل با دوستان محدود به هر چیزی شد که به کار مربوط میشد. همانطور که قبلا گفتم، این باعث شد که تمرکز بیشتری روی کار داشته باشیم، ولی کم کم نبود ارتباط انسانی اثرش را نشان داد. از زمانی که کرونا آمد و ما تقریبا خانهنشین شدیم، تازه متوجه شدم صحبتهای گاه و بیگاه میان کار چقدر در حس خوب من نسبت به کار تاثیر داشته.
صحبت و تعامل از طریق تمام ابزارهایی که پیشرفت تکنولوژی در اختیارمان قرار داده باعث میشود بخش زیادی از تعاملات قبل از انتقال حذف شوند. دیگر خبری از گپهای قبل از شروع کار در آشپزخانهی کوچک نبود. ناهار را تنها میخوردم. عصر به بهانه ی استراحت کوتاه کسی نبود که با هم قهوه و چای بنوشیم و در مورد سختیهای روز غر بزنیم. خداحافظیهای آخر روز و خسته نباشید هم دیگر جایی نداشتند.
آهسته آهسته به دنبال راههایی بویم که بتوانیم حسهای گمشده را برگردانیم و همکارها از اسم و شناسه در ابزارهای مختلف پیامرسان و تماس تصویری تبدیل به انسانهایی شوند که پشت این کلمات و صداها نشستهاند.
برای تیمهای دورکار جلسههای تیمی بخش ثابتی از کار هستند. برای هماهنگی کارها و اطلاع از روند فعالیتها جلسههای مختلفی برگزار میشوند که هرکدام موضوعی مشخص دارند که معمولا به کار مرتبط است. با این حال همین جلسهها فرصت خوبی هستند که روابط بین اعضای تیم را محکمتر کنند و باعث شوند همکارهایی که کمتر یکدیگر را میبینند، حس بهتری از همکاری با هم داشته باشند.در این جلسهها میتوانید در مورد موضوعهای مختلفی صحبت کنید. در ادامه چند ایده برای برگزاری جلسات متفاوت پیشنهاد کردم. اختصاص زمانی برای جلسههای غیرکاری کمک میکند اعضای تیم کمتر احساس خستگی و فرسودگی کنند و نسبت به سازمانی که در آن کار میکنند احساس تعلق داشته باشند:
اشتراک تجربه
میان کارهایی که انجام میدهیم تجربههایی وجود دارد که به هم کمک میکند تصمیمهای متفاوتی بگیریم. متناسب با حوزهی کاری و شیوههای که فعالیتها و تعاملات در هر سازمان انجام میشوند، هر کدام از ما ممکن است در میان کارها تجربههایی کسب کنیم که اشتراک آنها به ما کمک کند اثربخشی بیشتری داشته باشیم.
معرفی کتاب، فیلم و سریال
برای سرگرم شدن هرکدام از ما سراغ کاری میرویم که حالمان را بهتر کند. در جلسههای تیمی برای اینکه کمی از فضای کار فاصله بگیرید میتوانید با هم از فیلمهایی صحبت کنید که اخیرا دیدهاید یا کتابی را معرفی کنید که مشغول خواندنش هستید. اگر سلیقههای مشابهی دارید میتوانید با هم هماهنگ کنید و یک فیلم را ببینید و در مورد آن حرف بزنید.
ناهار با استیکر
روزهای اولی که دورکار شده بودیم برای اینکه به بقیه اعلام کنیم مشغول ناهار هستیم (و احتمالا مدتی در دسترس نخواهیم بود) با استیکرهای گوشی سعی میکردیم نشان دهیم که ناهار چه داریم. متاسفانه این روزها به این کار ادامه نمیدهیم ولی تجربهی بامزهای بود که میان شلوغی روز کمی سرگرممان میکرد.
ناهار دور هم
معمولا ساعت ناهار زمان مناسبی برای صحبت با همکاران در مورد هر موضوعی است که ربطی به کار ندارد. وقت ناهار به عنوان یک استراحت کوچک وسط روز باعث میشود مدت کوتاهی از فضای کار فاصله بگیریم و خستگی در کنیم. در تیمهایی که هر یک از اعضا در محل متفاوتی هستند این فرصت از بین میرود و خبری از بحثهای کنار غذا نیست. با این حال میتوان هرچند وقت یک بار زمانی را هماهنگ کرد که تمام اعضای تیم با هم ناهار بخورند و مثل یک جلسهی تیمی با هم صحبت کنند. شاید شرکت شما بتواند برای همچین جلسهای تمام اعضای تیم را مهمان کند یا تخفیفی برای سفارش غذا در نظر بگیرد.
به نظر میرسد فعلا با همهگیری کرونا باید بسازیم و به چشم برهمزدنی چند روز دورکاری پایان سال ۹۸ تبدیل شده به روندی که به این زودی تمام نخواهد شد. وقتی کتاب مدیریت از خانه منتشر میشد، فکرش را هم نمیکردیم که برای حداقل ۶ ماه آینده قرار است دورکار باشیم.
بعد از گذشت نزدیک ۶ ماه وقت آن رسیده که فکری به حال ارتباط از راه دور با همکارانمان داشته باشیم. سعی کردم با چند پیشنهاد این موضوع را مطرح کنم، مطمئنم با کمی فکر کردن ایدههای خلاقانهی دیگری هم برای ایجاد همبستگی بین اعضای تیم به ذهنتان میرسد. خوشحال میشویم ایدههایتان را بنویسید یا اگر تجربهای دارید با ما در میان بگذارید.
یکی از مهمترین چالشهای پیشروی افراد تامین کننده محتوا برای وبلاگهای سازمانی، یافتن موضوعاتی جذاب و توئمان کارآمد است. تدوین استراژی بازاریابی محتوایی میتواند این مساله را تا حدود زیادی مرتفع کند، اما پیشنهادات زیر را نیز در نظر بگیرید
سادهترین و البته بهترین راهنمای برای یافتن موضوعات و مقالات جدید برای وبلاگ آن است که به درخواستهای مشتریان خود گوش فرا دهید. ایمیلهای پشتیبانی را بررسی و تماسهای تلفنیتان را مرور کنید. بیشترین سوالاتی که از شما میشود دربارهی چیست؟ مخاطبانتان بیشتر نسبت به کدام موضوعات کنجکاوند و میخواهند دربارهی چه موضوعاتی بیشتر بدانند؟ با دقت و تعمق در مراودات با کاربران و مشتریان، دهها موضوع ناب پیدا میکنید که تا کنون به آنها نپرداختهاید. رسالت اصلی یک وبلاگ سازمانی، برقراری ارتباط مستمر و نزدیک با مخاطبان است و برای نیل به این هدف، راهی بهتر از تولید محتوای درخواستیشان نیست.
به وبلاگهایی که موضوع مشابه و یا نزدیک به کسبوکارتان دارند سر بزنید. قرار نیست الزاما از آنها کپی کنید و یا حتی ترجمهی محتوای آنها را دوباره منتشر کنید. اینکه بدانید بلاگهای همجنس شما دربارهی چه موضوعاتی صحبت میکنند و مسیر محتوایی شان به چه شکل است، میتواند ایدههایی را در ذهن شما ایجاد کنید. همچنین، ممکن است بتوانید با تجمیع چند محتوای مختلف، محتوایی تازه و اثربخشتر را خلق کنید.
کپیرایترها و متخصصین تولید محتوای ما را افرادی با سلایق و دانستههای مختلف تشکیل میدهند که همگی خلاقیتی بالا داشته و در کار خود خبرهاند. با طرح موضوع مورد نظر خود و ارائهی توضیحات کامل دربارهی اهداف خود میتوانید مطمئن باشید محتوایی مرتبط و کارآمد دریافت خواهید کرد. برای این منظور کافیست هنگام ثبت سفارش جدید، در بخش توضیحات درخواست دربارهی اهداف محتوا و ایدههای احتمالی توضیحاتی ارائه کنید تا نویسندگان ، محتوای مطلوبی را در اختیارتان قرار دهند.
برنامهی تامین محتوای وبلاگ، مستقل از برنامهی بازاریابی شرکت شما و اهداف آن نیست. اگر در برنامهی پیش رو جذب مشتریان جدید در اولویت قرار دارد، پس باید محتوایی تولید کنید که با استفاده از کلمات کلیدی نو و موضوعات تازه، مشتریان جدیدی را به سمت شما روانه سازد. اگر هدف، معرفی هرچه بهتر محصولات و خدماتتان است، بد نیست کمی بیشتر و از زوایایی تازه به معرفی خدماتتان بپردازید.
به عنوان مسئول محتوای سازمان، بد نیست که هرازگاهی مستقیما از سایر همکاران تان در باقی بخشها بخواهید که وبلاگ را خونده و نظراتشان را با شما به اشتراک بگذارند. آنها نیز همانند شما سازمان را میشناسند و به احتمال زیاد میتوانند موضوعات جذابی را برای تولید محتوا به شما پیشنهاد نکنند. برگزاری جلسات ماهانهی طوفان فکری که با ارائهی گزارشی کوتاه از طرف شما آغاز میشود، میتواند نتایج جذابی را به همراه داشته باشد.
همیشه جدی نباشید! شما انسانید و مخاطبین شما نیز همینطور. بد نیست گاهی، فارغ از موضوع تخصصی حوزهی فعالیت و نگارش خود، دربارهی شرکت، اتفاقات تازهای که در آن میافتد، برنامههای پیش رو و… حرف بزنید.
این گروه هم ارتباطتان با مخاطبین را زندهتر و پویاتر میکند و هم، دریایی از موضوعات جدید را برایتان فراهم میسازد